تولدم مبارک
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود به کجا میروم ، آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بود است مراد وی از این ساختنم
یک سال دیگه گذشت. و دوباره صفحه ی سفید دیگری پیش روی من گذاشتند تا پر
.کنم .خدا کند این سال را َ رو سفید باشم و صفحهام را کم غلط تحویل بدهم
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12:2 توسط ..ღ♥ღ (¯`·.¸ali¸.·´¯)ღ♥ღ...
|