ماه مبارک رمضان


آپلودآپلود
بســـــــــــم الله الــرحـــــمن الـــرحیـــــــــــم

إنــا أنــــزلنــــاه فــي لـــيلة الـــقدر

ومــــا أدراك مــا ليـــلة الـــقدر

ليــــلة القـــدر خيـــر مــن ألـــف شــــهر

تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر

ســـلام هـــــي حتـــــى مطلـــع الفـــــجر

صـــــــــــــدق الله العــــــظــیــمآپلودآپلود

خجسـته بـاد و مــبارک قـدوم مـاه صـیام


براولـیا و احـبای شهـرـیار انـام


عـبـاس خـوش عــمل


رمضـانا تـو بهتـرین مـاهی


چـون کـه مـاه ضـیافت الـلهی


خـوش عمـل هـر کـه بـود در رمـضان


تـرک منـکر نـمود در رمـضان
آپلودآپلود
رمضـان آمـد و روان بگذشـت


بـود مـاهی بـه یـک زمـان بگذشـت


شـب قـدری بـه عـارفان بنـمود


اـین معـانـی از آن بــیان بگذشـت

آپلودآپلود
در روزی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمدند، گفته‌اند که:

1- تمام بتها به رو، بر زمین افتادند.

2- ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت.

3- دریاچه ساوه که سالها آن را می‌پرستیدند خشک شد.

4- در بیابان سماوه که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد.

5- آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.

6- تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد.

7- در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ...

آپلودآپلود

خــدا جــون خیـلی دوســتت دارم همیشــه محتاجــت هســتم فقــط تــو را میپــرستم

متنی در مورد خداوند

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت ، در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند و وقتی به موضوع خدا رسیدند ، آرایشگر گفت : من باور نمی کنم که خدا وجود دارد. مشتری پرسید : چرا باور نمی کنی ؟ آرایشگر جواب داد : کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد ؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند ؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد ؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت ؟

نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت و به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید که با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت : میدونی چیه ! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر گفت : چرا چنین حرفی میزنی ؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم. همین الان موهای تو را کوتاه کردم !!!

مشتری با اعتراض گفت : نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر گفت : نه بابا ! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند. مشتری تاکید کرد : دقیقا نکته همین است ! خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد

سلام دوستان ادامه مطلب میتونید عکسمو ببنید نظرتون رو بگید ناراحت نمیشم.

ادامه نوشته

قطعات عاشقانه

                                             
دسـتـمـال کـاغـذی!

آری سـهـم اشـکـهـای مـن فـقـط هـمـیـن اسـت...


نـه قـلـب یـک آدم!



نــیسـ ـتے ...!!!

دُرُســـتـــ زَمـ ـ ـانے کهـ بــایـ ـد بـ ـ ـاشے ...!!!



تا ديروز

هرچه مي نوشتم عاشقانه بود......

از امروز

هرچه بنويسم صادقانه است.....

عاشقانه دوستت دارم..!!!





با هر کس باید مثل خودش بود...

به من یاد بدهـ :

بی معرفتی را...

نامردی را...

بی وجدانی را...



” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “

چـه جمـلـه ای !

پــــُر از کـلیـشه …

پـــُـر از تـهـوع …

جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :

” ســرد اسـت “…

یـخ نمـی کنـی …

حـس نـمی کنـی …

کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه

چـه سرمایـی را گـذرانـدم …



وقتی تنهـــــایی

به همه چیز و همه کس پنـــــــاه میبری

پخش میشوی در کوچه و خیابان

به جاهایی میروی که نبـــاید بروی

به آدمهایی سلام میکنی که نبــــــــاید.....!


من ميخوام

من ميخوام اسم تو رو بخش كنم

عطرِ تو,تو همه جـا پخـش كـنـم

تو رو ميخوام به همه ياد بدم

اسمِ تو با اسم فرهاد بِدم

من ميخوام ترجمه تو ساده كنم

خودمو واسه تو آماده كنم

من ميخوام عشق تو رو سيب كنم

من ميخوام دست تو رو ياس كنم

من ميخوام گرميتو احساس كنم

من ميخوام اسمتو تكرار كنم

تو رو آهنگ تو گيتار كنم

من بخواي نخواي,ميخوام نگات كنم

من ميخوام اسم تو تكثير كنم

خودمو براي تو پير كنم

من ميخوام فعل تو رو صرف كنم

موهامو برات مثٍ برف كنم

من ميخوام چشمامو باروني كنم

تو چشات,چشمامو زندوني كنم

من ميخوام تو عشق تو محو بشم

من ميخوام تو دامنت سرو بشم

من ميخوام يادِ تو رو ناز كنم

تو با من باشي و پرواز كنم

من ميخوام به جاي تو درد كنم

با غمت زندگيمو زرد كنم

من ميخوام آسمونو صاف كنم

چشاي ناز تو شفاف كنم

من ميخوام به شونه هات تكيه كنم

با تو ميخوام هوسِ ماه كنم

من ميخوام شب و فراموش كنم

هر چي كه بگي ميخوام گوش كنم

من ميخوام تو رو تا خورشيد ببرم

عكسِ تو ,تو تخت جمشيد ببرم

من ميخوام تو رو به ابرا ببرم

ناز تو ميخوام با دنيا بخرم

ميخوام از چشم تو حافظ بخونم

با تو ميخوام برسم به مثنوي

به ني و ترانه هاش,به مولوي

من ميخوام چشمشمو نمناك كنم

شعر و امِا بهتره پاك كنم

من ميخوام بگم كه با يه شعر بد

مریم حیدر زاده


مادرم ميگفت عاشقي يک شب است و پشيماني هزار شب؛

هزار شب است پشيمانم که چرا يک شب عاشقي نکرده ام


دکتر علي شريعتي


آسمانی را دوست دارم که:

بارانش فقط برای شستن غمهای تو باشد


I love my EYES when u look into them,

I love my NAME when u say it,


I love my HEART when u love it,

I love my LIFE when u are in it.

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی.....

تـنهـــــــا چیزی که خرجـــــــی ندارد

جـــــــاری شدن در ذهـــــــن دیـــــــگران است.


پس آنگونه جاری شـــــــوید که

خنـــــــده بر لبانشـــــــان نـــــــقش بـــــــبندد

نه نـــــــفرت در دلشـــــــان


سلام بر دوستان گلم خوبین همتون خب خداروشکر از همتون معذرت میخام که این چند وقت کم لطفی کردم به همتون وبهتون سرنمیزدم درگیر بودم نمیتونستم بیام به سلامتی دیگه امتحاناتم تموم شد و تابستون اومد وهمیشه میام نت وانلاین هستم وسعی میکنم به همتون در اسرع وقت سربزنم و یه تشکر از دوستانی که منو تنها نزاشتن و به من لطف داشتن و تو این مدت به وبلاگم سر میزدنن. باتشکر دوستدار شما علی alone